
پرده اول:
آب را بر حرم بسته اند. همه تشنه اند
علی اصغر گریه میکند. رباب از غصه کودکش میسوزد
رقیه به عمه پناه برده
.....
خبرآمد عمو هم رفت. دستانش قلم شد . مشکش ازهم دریده شد.
بچه ها هنوز به بابا امید دارند
.....
دیگر کار تمام شد. بابا هم رفت. آسمان تیره و تار شد
این سر باباست که روی نیزه است
.....
خیمه دیگر پناهی ندارد
حمله ور شدند
خیمه هامیسوزد
کودکی گوشهایش پاره شده .... گوشواره اش را دزیده اند
ببینید گهواره علی اصغر را هم بردند
عمه جان بچه ها را دریاب
اسارت شروع شد
عمه جان آجرک ا...
**********************************

پرده دوم:
برق قطع شده است
شیر خشکها را منهدم کرده اند
بچه ها گریه میکنند. همه گرسنه اند
مادر از غم فرزندش میسوزد
عموها یکی یکی رفتند
........
تانکها حمله ور شده اند
خانه ها ویران شد
دیگر پناهی ندارند
اسارت
شهادت
....
امام زمان آجرک ا...
اینجا غزه است اینجا کربلاست.
....
|